فدک

فدک تکه ای از بهشت

فدک

فدک تکه ای از بهشت

فدک

« قدمی کوچک برای خدمت به شهدای گمنام »
وعــده مـا ، پنجشنبــه‌ها از ساعت 14 الی 18
خواهران قطعه 44 و برادران قطعه 50 بهشـت زهـرا (س)...

برای عضویت در سامانه پیامکی، عدد 13 را به همراه نام و نام خانوادگی به شماره
30004980145211 ارسال نمایید.

گروه فرهنگی خادمین شهدای گمنـام- فــدک

۳۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهدای گمنام» ثبت شده است

آنچه که مهم است، حفظ راه شهداست؛ یعنی پاسداری از خون شهدا. این، وظیفه اوّلِ ماست. در قبال شهدا، همه هم موظّفیم. نه این که بعضی وظیفه دارند و بعضی ندارند. البته کسانی که مسؤولیتی دارند و شانه‌های آنها زیر بار مسؤولیتهای بزرگ یا کوچک قرار گرفته است، وظیفه بیشتری دارند.


بیانات رهبر معظم انقلاب در  دیدار جمعی از خانواده‌های شهدا در 27 اردیبهشت 76




فدک قطعه ای از بهشت

این شهدا هستند که به پیکر اجتماع و در رگ‌های اجتماع خون وارد می‌کنند.
 
برگی از سخنان شهید مهدی پوراسفندیاری


فدک قطعه ای از بهشت

خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همهٔ تصویر‌های آن روز‌ها یکی را که از همهٔ آن‌ها در ذهنش پر رنگ‌تر است، اینچنین روایت می‌کند:


یادم می‌آید یک روز که در بیمارستان بودیم، حمله شدیدی صورت گرفته بود. به طوری که ازبیمارستان‌های صحرایی هم مجروحین زیادی را به بیمارستان ما منتقل می‌کردند. اوضاع مجروحین به شدت وخیم بود. در بین همه آن‌ها، وضع یکی‌شان خیلی بد‌تر از بقیه بود. رگ‌هایش پاره پاره شده بود و با اینکه سعی کرده بودند زخم‌هایش را ببندند، ولی خونریزی شدیدی داشت. مجروحین را یکی یکی به اتاق عمل می‌بردیم و منتظر می‌ماندیم تا عمل تمام شود و بعدی را داخل ببریم.


وقتی که دکتر اتاق عمل این مجروح را دید، به من گفت که بیاورمش داخل اتاق عمل و برای جراحی آماده‌اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت‌تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.


همان موقع که داشتم از کنار او رد می‌شدم تا بروم توی اتاق و چادرم را دربیاورم، مجروح که چند دقیقه‌ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من می‌روم که تو چادرت را در نیاوری، ما برای این چادر می‌رویم... چادرم در مشتش بود که شهید شد.


از آن به بعد در بد‌ترین و سخت‌ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم...


فدک قطعه ای از بهشت

دلمان به خاکی شدن با شهدا عادت کرده...


به لطف شهدا این هفته هم خادمین طبق روال قبل مشغول به انجام وظیفه شدند و کاشت تعداد صد شاخه گل و همچنین ادامه ترمیم رنگ از اقداماتی بود که صورت گرفت...


دوستان جدیدی به گروه اضافه شدند که ضمن خیر مقدم و خوش آمد از تلاش و زحمات‌شون تشکر می‌شه و ان شاءالله با شهدا مأجور بشن...


جلسه توجیهی در خصوص کار گروه‌ها و نحوه انجام کار باعث شد تا بعد از این فدک به مرحله دوم اجرای طرح نزدیک بشه و خداروشکر با استقبال خوبی از سوی اعضاء مواجه شد...


فدک قطعه ای از بهشت

و تا ابد به آنان که پلاک‌شان را از گردن خویش درآوردند تا مانند مادرشان گمنام و بی‌نشان بمانند مدیونیم...!!!


وعده همیشگی ما پنج‌شنبه‌ها ساعت 11 الی 17 قطعه 44 بهشت زهرا سلام‌الله علیها، گلزار شهدا، فدک تکه‌ای از بهشت


گروه فرهنگی خادمین شهدا- فدک


اینستاگرام فدک: fadak.44


پیج فدک تکه‌ای از بهشت در فیس: facebook.com/fadak44



فدک قطعه ای از بهشت

بسم الله


گزارش کار فدک در آغاز امامت ماه پنهان این عالم... این هفته هم به لطف خدا و شهیدان، لیاقت خادمی شهدا نصیب‌مان شد...


این هفته نیز فدک گلباران شد و گمنام‌های فدک اگر هر روز هم گلباران بشوند باز کم است...



غبار‌ها شسته شد از مزارهای پرنشان‌ترین گمنام‌های این دنیا...



دیدار از مزار شهدای فتنه ۸۸ روح تازه‌ای داد به تک تک‌مان؛ اینکه باید ماند، تا لحظهٔ آخر و تا پای جان...



نوای زیبای زیارت عاشورا باز هم دل‌های‌مان را نوازش داد...



فدک هر هفته میهمان‌های عزیزی دارد و این هفته نیز مادر شهیدی بزرگوار در کنارمان بود و نفس‌های معطرش ما را تا ابدیت بیمه کرد....



میهمان عزیز دیگرمان جناب آقای حسن شمشادی عزیز بودند که لطف کردند و با حضورشان دل گرمی زیبایی بخشیدند به فدک و خادمینش...



ورود اعضای جدید هم اتفاق دیگر زیبای این هفته در فدک بود...


خوش‌آمد ویژه‌ای خدمت خادمین جدید گروه فدک عرض می‌کنیم...



فدک قطعه ای از بهشت

خبرنگار جنگ که باشی، تفاوت مرگ و شهادت را بهتر می‌فهمی... بهتر می‌فهمی معنی گمنام برگشتن را...


برای تو که لابد جنگ را از نزدیک حس کرده‌ای، چشم انتظار بودن قابل لمس‌تر است...


چقدر درد داشته برایت راه رفتن میان مزار این شهدا... اما راستش ما همه شادیم از اینکه آمدی و با هم بر سر سفره این شهدا نشستیم...


حالا هر هفته که تو نیستی، هر هفته که بین آتش و خون برای آگاهی انسان تلاش می‌کنی، جایت را خالی می کنیم بر سر این سفره، باشد که دعای این شهدا از هر گزندی محافظتت کند حسن شمشادی عزیز...



گفتنی است، این هفته فدک میزبان خبرنگار مجاهد حسن شمشادی بود که در همین راستا وی از اقدامات گروه فدک تقدیر و حمایت کرد و در شبکه‌های اجتماعی‌اش از حضورش در بین گروه فرهنگی خادمین شهدا(فدک) گفت و ابراز خوشحالی کرد.


فدک قطعه ای از بهشت

همچون پنج‌شنبه هر هفته که برای غبارروبی دلمان به فدک می‌رفتیم؛ این هفته نیز وعده‌مان را در فدک قرار دادیم تا از این سرزمین عشق و با تجدید پیمان با راست قامتان آرمیده در گلزار شهدا به زیارت بی بی و کریمه اهل بیت حضرت معصومه سلام الله علیها برویم.


آری! اولین اردوی فدکیان را کلید زدیم و مبدأمان را از فدک به مقصد قم حرم بی بی ترک کردیم تا ان شاءالله نائب‌الزیاره شهدای گمنام و دیگر شهدا باشیم.


اولین دیدارمان در اولین اردوی فدک، زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها بود و فدکیان نماز زیارتی را به نیابت از شهدا اقامه کردند و پس از آن میهمان شهدای شهر قم بودیم؛ هر چند آنقدر وقت نداشتیم که غبار غفلت‌مان را از روی مزار این شهیدان هم پاک کنیم, اما دل‌هامان را کنارشان جا گذاشتیم.


ما چشم‌هامان را دوخته‌ایم به ستاره‌های روشنی که نوید صبح را می‌دهند؛ در مسجد جمکران هم فدکی‌ها به نیابت از شهدا نماز امام حاضر را خواندند تا یادمان نرود قرار است با همنشینی با شهدا منتظر "او" بودن را بیاموزیم.


ان شاالله که مقبول خداوند قرار گرفته باشد.


فدک قطعه ای از بهشت

پنج‌شنبه که می‌شود بی‌تاب می‌شوم؛ دقیقه‌ها را می‌شمارم؛ چشم می‌دوزم به ساعت....


پنج‌شنبه که می‌شود به خودم قول‌های زیادی می‌دهم، به شما هم....


پنج‌شنبه که می‌شود خاکی‌ترین لباسم را می‌پوشم تا کمی شبیه شما باشم...


پنج‌شنبه‌ها خاک‌های مزارتان را می‌تکانم تا بوی شما را بگیرم....


پنج‌شنبه‌ها با خودم و دوستانم وعده می‌کنم تا به دیدار شما بیایم... به گلزارتان... به قطعه 44... به فدک...


وعده عاشقان پنج‌شنبه‌ها ساعت 11 الی 17 قطعه 44، گلزار شهدا


اینستاگرام گروه خادمین شهدا- فدک: fadak.44


پیج فدک در فیس بوک: facebook.com/fadak44




فدک قطعه ای از بهشت

شهید "محمد مردانی" شهیدی ست که پس از شهادت به زیارت امام رضا(ع) رفت. وقتی پای صحبتهای پدر بزرگوار این شهید نشستیم، راجع به دعوت محمدش به مشهد گفت: محمد روز تولد امام رضا (ع) در کرمانشاه به دنیا آمده بود و از کودکی علاقه زیادی به امام رضا(ع) داشت. هر موقع می‌خواست کاری بکنه که ما دوست نداشتیم انجام بده و منعش می‌کردیم، ما را به امام رضا (ع) قسم می‌داد و ما هم مات و مبهوت نگاهش می‌کردیم.

 

همیشه بعد از نماز می‌آمد کنار من و ازم می‌خواست از امام رضا (ع) براش بگم، از غریبی امام رضا (ع) از کرامت آقا، از رئوف بودن آقا. من هم با حالتی متعجبانه از رفتار محمد از کتابی که داشتم براش می‌خوندم. تا اینکه محمد دیپلم گرفت و عازم سربازی شد. حدود سه ماه از سربازی محمد می‌گذشت که جنگ شروع شد و محمد به جبهه رفت.

 

یک روز که محمد برای مرخصی آمده بود گفت بابا خیلی دلم می‌خواد برم مشهد، پابوسی آقا امام رضا (ع). گفتم خُب، بابا چند روز دیر‌تر برو جبهه، برو مشهد زیارت آقا. گفت همه بچه‌ها تو جبهه دلشون می‌خواد برن زیارت امام رضا (ع) و نمی‌تونن برن، من هم مثل اون‌ها. از طرف دیگه دفاع از کشور واجب تره و آقا هم بیشتر راضی است و مشهد نرفت و سنندج رفت و حدود یک ماه بعد شهید شد.

 

روزی که محمد به شهادت رسید، مادرش خیلی بی‌تابی می‌کرد وعجیب بی‌قرار بود. انگار یه چیزهایی رو می‌دونست. وقتی در منزل را زدند، مادرمحمد در را باز کرد و من هم بعد از او آمدم دم در؛ بچه‌های سپاه بودند از حالاتشون و طرز صحبت کردنشون و بغضشون فهمیدم قضیه چیه و دیگه نفهمیدم چی شد.

 

به ما گفتند بیاین توی معراج شهدا و جنازه شهیدتان را تحویل بگیرین. وقتی رفتیم، دیدیم جنازه محمد نیست. تحقیق کردند و گفتند جنازه شهدا را اشتباهی بردند مشهد برای تشییع. وصیت نامه محمد را که خوندیم، نوشته بود: پدرم و مادرم، اگر برایتان ممکن است مرا کنار امام رضا (ع) دفن کنید. ما هم حسب علاقه و وصیت محمد، گفتیم‌‌ همان مشهد کنار مرادش امام رضا (ع) به خاک بسپاریمش.


 

فدک قطعه ای از بهشت

همانطور که رهبر معظم انقلاب در چهارم آذرماه سال ۱۳۹۳ فرمودند: "دولت جمهورى اسلامى و امام بزرگوار ما از اوّل، سیاست حمایت از فلسطین و دشمنى با رژیم صهیونیستى را اعلام کرد و سرِدست گرفت؛ تا امروز هم ادامه دارد و ۳۵ سال است که ما از این خط، منحرف نشدیم و ملّت ما هم با کمال میل همراهند. گاهى بعضى از جوان‌هاى ما که مراجعه می‌کنند و جوابى نمى‌شنوند، به من نامه می‌نویسند و التماس می‌کنند که اجازه بدهید ما برویم در صفوف مقدّم با رژیم صهیونیستى بجنگیم. ملّت، عاشق مبارزه‌ى با صهیونیست‌ها است و جمهورى اسلامى‌ [هم این را] نشان داده است".... فدکیان نیز عاشق مبارزه با صهیونیست‌ها هستند...












فدک قطعه ای از بهشت

تا کی شانه به شانه تابوت‌های تفحص را به دنبالت ببویم مادر؟


یادم نمی‌رود که آن روزهای جوانی تسبیح ام‌البنین در دستم می‌چرخاندم و ختم امن یجیب برایت برمی‌داشتم... تا جوراب‌هایی که برایت بافتم پاهایت را گرم نگه دارند و مثل بچگی‌هایت سر سیاه زمستان، پا درد امانت را نبرد...


بعد از رفتنت اما، راست ایستادم و عهد کردم تا قیام قیامت قاب عکست را با افتخار در آغوشم بگیرم...


زرنگی را خودت یادم دادی...


که هروقت دوری‌ات روی دلم غم‌باد می‌شود اشک‌هایم را پای روضه علی اکبر خرج کنم.


حالا خبر نداری...


تمام شب‌هایم مقتل می‌خوانم...


کتاب علامه را هم مثل تو اربا اربا کرده‌ام پسرم...


کاش لااقل رفتنت را خودم به چشم می‌دیدم تا اینقدر در خیالاتم سرت را روی پایم نگذارم و برایت از سال‌های دوری نگویم...


تا باور کنم صدایت دیگر توی گوشم نمی‌پیچد که برایم از اربابت حسین بگویی و چشمانت از اشتیاق برق بزند...


که بله پای سفره دامادیت را بگویی...

دلنوشته از بانو بیژن‌کیا



فدک قطعه ای از بهشت

می‌رود و من
پشتش آب
نمیریزم
وقتی هوای رفتن دارد
دریا را هم
به پایش بریزی

بر نمی‌گردد...!


فدک قطعه ای از بهشت
سنگین است؛ نمی‌توانم عمق این درد را حس کنم...

حتی نمی‌توانم لحظه‌ای نبودن پدرم را تصور کنم...

سکوت می‌کنم و به حقیقت، هیچ جوابی در برابر عظمت صبرتان ندارم...

و سجده می‌کنم به تربت پاک پدرانی که رفتند...

و بوسه می‌زنم به روح وسیع و صبور دخترانی که زینب‌وار در راه پدر قدم گذاشته‌اند تا تحقق رسالت‌های عاشقانه و عارفانه و زهراییشان...

تو پدرت را با من.. با ما... با همه جامعه تقسیم کردی...

و اینک ما همگی خواهران کوچک تو هستیم...

با تعظیم در برابر وسعت روحتان و بلندنامی پدر عزیزتان...

خواهر عزیزم به این فکر کن که پدرت دردونه قلب حضرت مادر سلام الله علیهاست و به این فکر کن که پدرت بالانشین عالم ملکوت است... و از عرش خدا مراقبت توست...

دلنوشته یکی از فدکیان برای دختران شهدای گمنام!



فدک قطعه ای از بهشت

در "گمنامی" هم مشترکیم ای "شهید"!


تو پلاکت را گم کرده‌ای و من هویتم را....


باز هم وعده دیدار فرا رسید و عاشقان و خادمان شهدا برای تجدید عهد و پیمان با شهدای عزیزشان به سرزمین عشق، گلزار شهدا قدم می‌گذارند...


میعادگاه ما هم‌چون هر هفته پنج‌شنبه 27 آذر از ساعت 11 الی 17 در قطعه 44 بهشت زهرا سلام الله علیها!





فدک قطعه ای از بهشت

فرازی از وصیت‌نامه سردار شهید شوشتری:


دیروز از هر چه بود گذشتیم و امروز از هر چه بود گذشتیم!


آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز!


دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم نام‌مان گم نشود!


جبهه بوی ایمان می‌داد و اینجا ایمان‌مان بو می‌دهد!


آنجا درب اطاق‌مان می‌نوشتیم "یا حسین فرماندهی از آن توست" الان می‌نویسیم بدون هماهنگی وارد نشوید!


الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم، بصیرمان کن تا از مسیر برنگردیم و آزادمان کن تا اسیر نگردیم.



فدک قطعه ای از بهشت

آقا و مولای ما حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(مدظله‌العالی) درباره عظمت شهدا می فرمایند: شهدا، علاوه بر مقامات رفیع معنوى - که زبان‌ها و قلم‌ها از توصیف آن و چشم و دل‌ها از مشاهده‌ آن ناتوانند - مشعل‌دار پیروزى و آزادى و استقلال ملتند و حق بزرگ آنان بر گردن ملت، بسى عظیم است.


فدک قطعه ای از بهشت
در آستانه اربعین سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام از پرچم گروه فرهنگی خادمین شهدا(فدک) رونمایی شد.


گفتنی است؛ گروه فرهنگی خادمین شهدا(فدک) با هدف حفظ یاد و خاطره شهدا تابستان سال 93 فعالیت خود را به طور رسمی آغاز کرد.


فدک قطعه ای از بهشت

*عملیات متوسط مطلع‌الفجر با هدف آزادسازی ارتفاعات مهم منطقه گیلان‌غرب از۲۰ آذر ۱۳۶۰ در این منطقه به وسعت ۳۵ کیلومتر مربع با رمز یا مهدی (عجل الله) ادرکنی آغاز شد و تا پنجم دی ماه به طول انجامید.


در این عملیات رزمندگان اسلام، که متشکل از سپاه، بسیج و تعدادی از مردم مسلمان بومی منطقه بودند، ضمن هماهنگی با نیروهای ارتش و هوانیروز، از سه محور به دشمن یورش بردند.


نیروهای اسلام بدون توجه به سـرمـای شـدیـد و شـرایـط سـخـت منطـقه، ضمن عبور از سیم‌های خاردار و میادین مین، به جبهه دشمن نفوذ کرده و با آنان درگیر شدند.


در عملیات مطلع‌الفجر، نیروهای اسلام علاوه بر کشته و زخمی کردن دو هزار تن و به اسارت درآوردن دویست تن دیگر از افراد دشمن، قوای بعث را تا نزدیک مرز بین‌المللی به عقب می‌رانند. در این میان پاتک دشمن برای عقب‌راندن سپاه اسلام ناکام ماند و مناطق حساسی به دست نیروهای خودی افتاد.


مطلع الفجر

فدک قطعه ای از بهشت