فدک

فدک تکه ای از بهشت

فدک

فدک تکه ای از بهشت

فدک

« قدمی کوچک برای خدمت به شهدای گمنام »
وعــده مـا ، پنجشنبــه‌ها از ساعت 14 الی 18
خواهران قطعه 44 و برادران قطعه 50 بهشـت زهـرا (س)...

برای عضویت در سامانه پیامکی، عدد 13 را به همراه نام و نام خانوادگی به شماره
30004980145211 ارسال نمایید.

گروه فرهنگی خادمین شهدای گمنـام- فــدک

۶۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فدک» ثبت شده است

این شهدا هستند که به پیکر اجتماع و در رگ‌های اجتماع خون وارد می‌کنند.
 
برگی از سخنان شهید مهدی پوراسفندیاری


فدک قطعه ای از بهشت
ما مسلمان هستیم و حضرت محمد صلوات الله علیه را پیامبر خود می‌دانیم و به داشتن پیامبر رحمت و مهربانی افتخار می‌کنیم و عاشقانه دوستش می‌داریم و اجازه هیچ گونه توهینی را به عشقمان نمی‌دهیم...

نشریه شارلی ابدو که پشیزی نیست که بخواهد به عزیزمان، پیامبرمان توهین کند... حتی اگر مدعیان حقوق بشر هم کوچک‌ترین توهینی به مقدسات ما بکند، آن‌ها را محکوم می‌کنیم و انتقام این توهین‌ها را می‌گیریم...

فدکی‌ها هیچ‌گاه توهین به عشقشان حضرت محمد صلوات الله علیه را بر نمی‌تابند...



We are Muslims and Muhammad (PBUH) is the messenger of God and our prophet and we are so proud to have such a merciful and compassionate prophet and we would not tolerate any offence or insult towards him

Shameful Charlie Hebdo magazine is worth nothing and cannot insult our prophet at all

And even if those who regard themselves as human rights campaign would offence our sacred believes، we would condemn them

Those of us who work in FADAK would not tolerate any insult or offence against our loving prophet Muhammad (PBUH



نحن مسلمون والنبی محمدا رسول الله ضد أنفسهم یعرفون ونحن فخورون بأن نکون نبی الرحمة و الشفقة ونحن نحب ولا تدع أی إهانة للحب...


مجلة شارلی ابدو لم یکن هذا ما تمنیاتنا، وإهانة النبی... حتى لو کنا لا تدعی حقوق أی التجدیف، یدینون و للانتقام من الإهانة...

فدکیان أبدا إهانة حب النبی محمد ضد لن یتسامح...

 

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم





فدک قطعه ای از بهشت

خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همهٔ تصویر‌های آن روز‌ها یکی را که از همهٔ آن‌ها در ذهنش پر رنگ‌تر است، اینچنین روایت می‌کند:


یادم می‌آید یک روز که در بیمارستان بودیم، حمله شدیدی صورت گرفته بود. به طوری که ازبیمارستان‌های صحرایی هم مجروحین زیادی را به بیمارستان ما منتقل می‌کردند. اوضاع مجروحین به شدت وخیم بود. در بین همه آن‌ها، وضع یکی‌شان خیلی بد‌تر از بقیه بود. رگ‌هایش پاره پاره شده بود و با اینکه سعی کرده بودند زخم‌هایش را ببندند، ولی خونریزی شدیدی داشت. مجروحین را یکی یکی به اتاق عمل می‌بردیم و منتظر می‌ماندیم تا عمل تمام شود و بعدی را داخل ببریم.


وقتی که دکتر اتاق عمل این مجروح را دید، به من گفت که بیاورمش داخل اتاق عمل و برای جراحی آماده‌اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت‌تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.


همان موقع که داشتم از کنار او رد می‌شدم تا بروم توی اتاق و چادرم را دربیاورم، مجروح که چند دقیقه‌ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من می‌روم که تو چادرت را در نیاوری، ما برای این چادر می‌رویم... چادرم در مشتش بود که شهید شد.


از آن به بعد در بد‌ترین و سخت‌ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم...


فدک قطعه ای از بهشت

دلمان به خاکی شدن با شهدا عادت کرده...


به لطف شهدا این هفته هم خادمین طبق روال قبل مشغول به انجام وظیفه شدند و کاشت تعداد صد شاخه گل و همچنین ادامه ترمیم رنگ از اقداماتی بود که صورت گرفت...


دوستان جدیدی به گروه اضافه شدند که ضمن خیر مقدم و خوش آمد از تلاش و زحمات‌شون تشکر می‌شه و ان شاءالله با شهدا مأجور بشن...


جلسه توجیهی در خصوص کار گروه‌ها و نحوه انجام کار باعث شد تا بعد از این فدک به مرحله دوم اجرای طرح نزدیک بشه و خداروشکر با استقبال خوبی از سوی اعضاء مواجه شد...


فدک قطعه ای از بهشت

بی‌اغراق، اگر از آسمان سنگ هم ببارد، ما از راه‌مان و هدف‌مان عقب نشینی نمی‌کنیم...


این هفته زیر قطرات جانبخش باران، غبار از مزار_شهدا رُفتیم، تا غبار غفلت نپوشاند چشم‌هامان را.


این هفته نیز فدکی‌ها باز هم خادم شدند اما این‌بار خادم شهدای قطعه_۲۷ گلزار_شهدا...


فدکیان زیارت_عاشوراشان را نیز کنار مزار مطهر شهدای قطعه ۲۸ خواندند تا شاید آن‌ها نیز در هنگامهٔ طواف شش_گوشه ما را یاد کنند...


این هفته میهمان عزیزی هم داشتیم، کسی که هم میزبان بود و هم میهمان. فرزند ارشد شهید_سردار_سوداگر در میان بچه‌های فدک حضور یافت و برایشان آرزوی موفقیت کرد.


همچنین خواهران فدکی به زیارت بانوی شهیده پروین فرخی آمند رفتند تا این شهیده الگویی باشد برای انتخاب صراط_مستقیم...


ان شاالله که تلاش این هفته نیز مورد قبول خداوند و رضایت شهدا قرار گرفته باشد...


فدک قطعه ای از بهشت

ما حرف‌های مشترک زیادی داریم با هم، درست مثل روزهای گذشته...


روزهای آتش و خون، روزهای دفاع کنار هم بودیم تا حتی یک وجب از خاک‌مان هم به تاراج نرود؛ نه اینکه خاک مهم باشد نه اما خاک جمهوری اسلامی است که ارزش دارد و هر کجا که جمهوری اسلامی حکومت کند قطعا خاک آن مقدس است...


حالا هم جنگ است مهربان، حالا هم شب و روز دارند به اعتقاداتمان حمله می‌کنند.


بیا امروز هم شیعه و سنی کنار هم از این خاک و از این دین دفاع کنیم.


هفته وحدت بر تمام مسلمین جهان مبارک


فدک قطعه ای از بهشت

و تا ابد به آنان که پلاک‌شان را از گردن خویش درآوردند تا مانند مادرشان گمنام و بی‌نشان بمانند مدیونیم...!!!


وعده همیشگی ما پنج‌شنبه‌ها ساعت 11 الی 17 قطعه 44 بهشت زهرا سلام‌الله علیها، گلزار شهدا، فدک تکه‌ای از بهشت


گروه فرهنگی خادمین شهدا- فدک


اینستاگرام فدک: fadak.44


پیج فدک تکه‌ای از بهشت در فیس: facebook.com/fadak44



فدک قطعه ای از بهشت

شکل گیری انقلاب اسلامی بر پایه وحدت اقوام و تاکید امام خمینی (ره) بر حضور همه اقشار مردم از نخستین روزهای اول انقلاب مشهود بود و نتیجه آن نقش پررنگ اهل سنت در مرزهای کشور و همراهی همیشگی آنان با اسلام و انقلاب و تقدیم شهدای بسیاردر ۸ سال دفاع مقدس و انقلاب است. 



ایستادگی و مقاومت مردم غیور مرز نشین کردستان و سیستان که اکثریت اقلیت سنی مذهب کشور را تشکیل می‌دهند و حضور آنان در جنگ تحمیلی خود گواهی بر همدلی و یکپارچگی اقوام و مذاهب مختلف در ایران است. 



مقتدای ما که حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی ست در خصوص لزوم وحدت شیعه و سنی نکاتی رو به ما گوشزد کردن که لازمه همواره اونارو مد نظر داشته باشیم تا بتونیم پرچم اسلامیت رو در دستمون نگه داریم. 




برگی از کلام حضرت عشق:

شما نگاه کنید ببینید آن کسانى که می‌خواهند وحدت ملت ایران را به هم بزنند، کى‌ها هستند؟ بدانید که این‌ها عوامل دشمنند؛ یا خودشان از متن دشمن دارند حرف می‌زنند، یا سرانگشت دشمنند؛ برو برگرد ندارد. 



آن کسى که نداى تفرقه‌ى بین شیعه و سنى را سر می‌دهد و به بهانه‌ى مذهب، می‌خواهد وحدت ملى را به هم بزند، چه شیعه باشد و چه سنى، مزدور دشمن است؛ چه بداند، چه نداند. 



گاهى بعضی‌ها مزدور دشمنند و خودشان نمی‌دانند. 



خیلى از این مردم بیچاره‌ى بى‌خبرِ سلفى و وهّابى که بوسیله‌ى دلارهاى نفتى تغذیه می‌شوند تا بروند در اینجا و آنجا عملهاى تروریستى انجام بدهند - در عراق یکجور، در افغانستان یکجور، در پاکستان یکجور، در نقاط دیگر یکجور - نمی‌دانند که مزدور دشمنند. 



آن مرد شیعى هم که می‌رود به مقدسات اهل سنت اهانت می‌کند و دشنام می‌دهد، او هم مزدور دشمن است، ولو نداند که چه می‌کند. 



بعضى از این سرانگشتان - هم در بین اهل سنت، هم در بین شیعه - غافلند، نمی‌دانند و نمی‌فه‌مند چکار می‌کنند؛ نمی‌دانند براى دشمن دارند کار می‌کنند.


با نگاه اسلامى نگاه می‌کنیم؛ نگاه اسلامى، برادرى و اتحاد و همدلى و صمیمیت است؛ هر کسى که با این نگاه مخالفت کند و شیوه‌ى دیگرى را انتخاب بکند، برخلاف سیاست نظام اسلامى رفتار کرده است. 



این را هم سراغ داریم و افرادى را هم از بین شیعیان می‌شناسیم که فقط مسئله‌شان مسئله‌ى نادانى نیست، بلکه مأموریت دارند براى اینکه ایجاد اختلاف کنند - به مقدسات اهل سنت اهانت می‌کند.



من عرض می‌کنم: رفتار هر دو گروه حرام شرعى است و خلاف قانونى است. 




بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع مردم استان کردستان‌ در میدان آزادى سنندج‌

فدک قطعه ای از بهشت

هر کی باشی فرقی نمی‌کنه، بدهکار اینایی هستی که زیر همین سنگا دفن شده پیکرشون... بخواهی یا نه، باور کنی یا نه، حتی نفس کشیدنت رو هم به اینا مدیونی. حالا بعضیا فراموشش می‌کنن و ترجیح میدن به روی خودشون نیارن... بعضیا هم بی سر و صدا تمام قد می‌ایستن به احترامشون.


بعضیا از سر بغض و کینه اصل این بدهی رو منکر میشن... بعضیا هم چون حالا به جایی رسیدن و اسم و چهره‌شون برای مردم شناخته شده‌ست، با خودشون رودربایستی می‌‌کنن.


بعضیامون به خاطر اینکه برچسب امل بودن بهمون نزنن، خودمون رو می‌زنیم به اون راه؛ این میون بعضیا هم بدون هیچ تکبر و تکلفی در مقابل این همه ایثار سر خم می‌کنن...


بعضیا هم هیچ وقت درد سقوط خرمشهر و بعد شیرینی آزادیش رو فراموش نمی‌کنن... این بعضیا خوب می‌دونن که اگه اینا خونشون رو تقدیم این خاک ‌نمی‌کردن، معلوم نیست که حالا چقدر از خاک‌مون جزو یه کشور دیگه حساب می‌شد...


یادمون نمی‌ره پدر پیر این انقلاب امام خمینی(ره) می‌گفتن که «من بازوی شما بسیجیان رو می‌بوسم»... ما هر چند دیر رسیدیم بهشون اما به سنگ مزارشون بوسه می‌زنیم تا یادمون بمونه زندگی امروزمون مدیون از جون گذشتن ایناست...



گفتنی است، این هفته فدک میزبان خبرنگار مجاهد حسن شمشادی بود که در همین راستا وی از اقدامات گروه فدک تقدیر و حمایت کرد و در شبکه‌های اجتماعی‌اش از حضورش در بین گروه فرهنگی خادمین شهدا(فدک) گفت و ابراز خوشحالی کرد.

فدک قطعه ای از بهشت

بسم الله


گزارش کار فدک در آغاز امامت ماه پنهان این عالم... این هفته هم به لطف خدا و شهیدان، لیاقت خادمی شهدا نصیب‌مان شد...


این هفته نیز فدک گلباران شد و گمنام‌های فدک اگر هر روز هم گلباران بشوند باز کم است...



غبار‌ها شسته شد از مزارهای پرنشان‌ترین گمنام‌های این دنیا...



دیدار از مزار شهدای فتنه ۸۸ روح تازه‌ای داد به تک تک‌مان؛ اینکه باید ماند، تا لحظهٔ آخر و تا پای جان...



نوای زیبای زیارت عاشورا باز هم دل‌های‌مان را نوازش داد...



فدک هر هفته میهمان‌های عزیزی دارد و این هفته نیز مادر شهیدی بزرگوار در کنارمان بود و نفس‌های معطرش ما را تا ابدیت بیمه کرد....



میهمان عزیز دیگرمان جناب آقای حسن شمشادی عزیز بودند که لطف کردند و با حضورشان دل گرمی زیبایی بخشیدند به فدک و خادمینش...



ورود اعضای جدید هم اتفاق دیگر زیبای این هفته در فدک بود...


خوش‌آمد ویژه‌ای خدمت خادمین جدید گروه فدک عرض می‌کنیم...



فدک قطعه ای از بهشت

خبرنگار جنگ که باشی، تفاوت مرگ و شهادت را بهتر می‌فهمی... بهتر می‌فهمی معنی گمنام برگشتن را...


برای تو که لابد جنگ را از نزدیک حس کرده‌ای، چشم انتظار بودن قابل لمس‌تر است...


چقدر درد داشته برایت راه رفتن میان مزار این شهدا... اما راستش ما همه شادیم از اینکه آمدی و با هم بر سر سفره این شهدا نشستیم...


حالا هر هفته که تو نیستی، هر هفته که بین آتش و خون برای آگاهی انسان تلاش می‌کنی، جایت را خالی می کنیم بر سر این سفره، باشد که دعای این شهدا از هر گزندی محافظتت کند حسن شمشادی عزیز...



گفتنی است، این هفته فدک میزبان خبرنگار مجاهد حسن شمشادی بود که در همین راستا وی از اقدامات گروه فدک تقدیر و حمایت کرد و در شبکه‌های اجتماعی‌اش از حضورش در بین گروه فرهنگی خادمین شهدا(فدک) گفت و ابراز خوشحالی کرد.


فدک قطعه ای از بهشت

1176 امین آغاز امامت حضرت حجت ابن الحسن المهدی عجل الله بر عاشقان ولایت مبارک باد...


قرائت دعای فرج همگانی رأس ساعت 22 امشب  با نیت سلامتی و تعجیل در فرج آقا... 


فدک قطعه ای از بهشت

هر کس که رفت دیدن صحن و سرای تو...

آتش گرفت سوخت وجودش برای تو...

گنبد شکسته بود و ضریحی نمانده بود...

افتاده بود پرچم و گلدسته‌های تو....

یادم نمی‌رود صف زوار خسته را...

تشته گرسنه تا بخورند از غذای تو...

آن گوشه‌ای که پله به سرداب می‌رسد...

پیچیده بود زمزمه ربنای تو...

خاکی‌تر از حریم تو آقا ندیده‌ام...

حتی پرنده پر نزند در هوای تو...

حالا دوباره اشک مرا در می‌آورد...

خاکی‌ترین حیاط ولی با صفای تو...

در لحظه‌های آخر خود می‌زدی صدا...

جانم به لب رسید دگر مهدی‌ام بیا...

ناله مزن دوباره چنین روضه پا نکن...

مهدی رسیده است پسر را صدا نکن...

خیلی عجیب از جگرت آه می‌کشی...

دیگر بس است گریه مکن ناله‌ها مکن...

خونی که ریخت از لب تو ارث مادری‌ست...

از خون دل محاسن خود را حنا نکن...

یاد سر بریده نکن حال تو بد است...

این خانه را به تشنگی‌ات کربلا نکن...

جان پسر به لب شده با دیدن رخت...

در پیش چشم او سر این زخم وا نکن...

بعد از تو روی شانه مهدی‌ست بار تو...

فکر غریب ماندن اصحاب را نکن...

اینجا اگر به بوی مدینه معطر است...

بوی بقیع و چادر خاکی مادر است...


هشتم ربیع، سالروز شهادت جانسوز امام حسن عسگری علیه‌السلام بر آقایمان مهدی فاطمه عجل‌الله و تمام شیعیان جهان تسلیت باد




فدک قطعه ای از بهشت

بچه حزب‌اللهی‌ها را جدای از محاسن و تیپ ظاهری‌شان، گریه بر مصائب آل‌الله معرفی می‌کنند. بخواهیم یا نه، من و توی مذهبی با اشک‌هامان (هرچند که به حق هم ریخته می‌شوند)‌گاه در نظر دیگرانی که نگرش متفاوتی دارند، دل‌مرده و افسرده جلوه کرده‌ایم. اما واقعیت خیلی فرق دارد با این فکر‌ها. این حقیقت را حالا که ماه عزای اهل بیت تمام شده؛ حالا که توشه اشک‌هامان را لبریز کرده‌ایم از نام حسین علیه‌السلام، بهتر می‌شود فهمید.



نمونه‌اش را ما بچه‌های فدک می‌توانیم با کارهایی که انجام می‌دهیم به دیگران نشان دهیم. اینکه ما هر پنج‌شنبه میهمان شهدای گمنام قطعه ۴۴ بهشت زهرا سلام‌الله علیها می‌شویم تا دور از این هوای آلوده کمی هوای بهشت را نفس بکشیم.


این مقدمه‌ای بود تا با شرح فعالیت خودمان هم ثابت کنم خنده و شادی هیچ منافاتی با حزب‌اللهی بودن ندارد چراکه وقتی ما با عشق در این مسیر گام برداشتیم و کار خود را آغاز کردیم، هدف‌های والایی را در ذهن و رفتارمان می‌پرورانیم. خود می‌دانیم که کارمان برگرفته از نشاط است نشاط معنوی که در قلب‌ها ماندگار بوده و آرامشی پایدار در ما ایجاد می‌کند... ما هنوز یادمان نرفته که اگر امروز به راحتی نفس می‌کشیم مدیون خون‌هایی هستیم که ریخته شدند.


آری مزار شهید شناخته شده‌ای را اگر بشویی، نزدیکان و بستگانش هم خوشحال می‌شوند و هم از تو تشکر می‌کنند، اینجا اما شهیدان گمنامند. دست به مزارشان که می‌کشی مادری نیست که با لبخند بدرقه‌ات کند دست‌هایت را... اما لابد این شهیدان عزیزترند نزد عزیزان خدا که به زودی، که وقتی انتظارش را نداری دعوت می‌شوی به بارگاه بانویی از سلاله لطف و کرم...


چه دلنشین است اولین اردوی فدکیان میهمانی در محضر حضرت معصومه سلام‌الله علیها بود تا غبار این چند هفته فدک را کنار ضریح این بانوی بزرگ بتکانیم تا مبادا نعمت غباروبی این مزار‌ها را از دست بدهیم...




آه چه زود گذشت این میهمانی... انگار نه انگار چند روز از سفرمان می‌گذرد... انگار همین امروز از زیارت برگشتیم... یادش بخیر پس از زیارت حضرت معصومه سلام‌الله علیها میهمان شهدای شهر قم بودیم هر چند آنقدر وقت نداشتیم تا غبار غفلت‌مان را از روی مزار این شهیدان نیز پاک کنیم... اما دل‌هامان را جا گذاشتیم کنارشان...


ما چشم‌هامان را دوخته‌ایم به ستاره‌های روشنی که نوید صبح را می‌دهند... یادش بخیر همین پنج‌شنبه‌ای که گذشت در مسجد جمکران ما فدکیان به نیابت از شهدا نماز امام حاضر را خواندیم تا یادمان نرود قرار است با همنشینی با شهدا منتظر «او» بودن را بیاموزیم...


ان شاءالله که مقبول خداوند قرار گرفته باشد...

فدک قطعه ای از بهشت

همچون پنج‌شنبه هر هفته که برای غبارروبی دلمان به فدک می‌رفتیم؛ این هفته نیز وعده‌مان را در فدک قرار دادیم تا از این سرزمین عشق و با تجدید پیمان با راست قامتان آرمیده در گلزار شهدا به زیارت بی بی و کریمه اهل بیت حضرت معصومه سلام الله علیها برویم.


آری! اولین اردوی فدکیان را کلید زدیم و مبدأمان را از فدک به مقصد قم حرم بی بی ترک کردیم تا ان شاءالله نائب‌الزیاره شهدای گمنام و دیگر شهدا باشیم.


اولین دیدارمان در اولین اردوی فدک، زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها بود و فدکیان نماز زیارتی را به نیابت از شهدا اقامه کردند و پس از آن میهمان شهدای شهر قم بودیم؛ هر چند آنقدر وقت نداشتیم که غبار غفلت‌مان را از روی مزار این شهیدان هم پاک کنیم, اما دل‌هامان را کنارشان جا گذاشتیم.


ما چشم‌هامان را دوخته‌ایم به ستاره‌های روشنی که نوید صبح را می‌دهند؛ در مسجد جمکران هم فدکی‌ها به نیابت از شهدا نماز امام حاضر را خواندند تا یادمان نرود قرار است با همنشینی با شهدا منتظر "او" بودن را بیاموزیم.


ان شاالله که مقبول خداوند قرار گرفته باشد.


فدک قطعه ای از بهشت

فــــــــــــــــــــــــــدک

                              تکه‌ای از بهشت....




وعده دیدار پنج‌شنبه‌ها؛ بهشت زهرا سلام الله علیها؛ قطعه 44؛ گلزار شهدا؛ شهدای گمنام...


فدک قطعه ای از بهشت

پنج‌شنبه که می‌شود بی‌تاب می‌شوم؛ دقیقه‌ها را می‌شمارم؛ چشم می‌دوزم به ساعت....


پنج‌شنبه که می‌شود به خودم قول‌های زیادی می‌دهم، به شما هم....


پنج‌شنبه که می‌شود خاکی‌ترین لباسم را می‌پوشم تا کمی شبیه شما باشم...


پنج‌شنبه‌ها خاک‌های مزارتان را می‌تکانم تا بوی شما را بگیرم....


پنج‌شنبه‌ها با خودم و دوستانم وعده می‌کنم تا به دیدار شما بیایم... به گلزارتان... به قطعه 44... به فدک...


وعده عاشقان پنج‌شنبه‌ها ساعت 11 الی 17 قطعه 44، گلزار شهدا


اینستاگرام گروه خادمین شهدا- فدک: fadak.44


پیج فدک در فیس بوک: facebook.com/fadak44




فدک قطعه ای از بهشت

کعبه ‎ اهل ولاست صحن و سرای رضا...


                 شهر خراسان بُوَد کرب و بلای رضا...


                                   در صف محشر خدا مشتری اشک اوست...


                                                           هر که در اینجا کند گریه برای رضا...


                                                                                از در باب الجواد می‌شنوم دم به دم...


                                                                                                            یا ابتای پسر، وا ولدای رضا...



فدک قطعه ای از بهشت

شهید "محمد مردانی" شهیدی ست که پس از شهادت به زیارت امام رضا(ع) رفت. وقتی پای صحبتهای پدر بزرگوار این شهید نشستیم، راجع به دعوت محمدش به مشهد گفت: محمد روز تولد امام رضا (ع) در کرمانشاه به دنیا آمده بود و از کودکی علاقه زیادی به امام رضا(ع) داشت. هر موقع می‌خواست کاری بکنه که ما دوست نداشتیم انجام بده و منعش می‌کردیم، ما را به امام رضا (ع) قسم می‌داد و ما هم مات و مبهوت نگاهش می‌کردیم.

 

همیشه بعد از نماز می‌آمد کنار من و ازم می‌خواست از امام رضا (ع) براش بگم، از غریبی امام رضا (ع) از کرامت آقا، از رئوف بودن آقا. من هم با حالتی متعجبانه از رفتار محمد از کتابی که داشتم براش می‌خوندم. تا اینکه محمد دیپلم گرفت و عازم سربازی شد. حدود سه ماه از سربازی محمد می‌گذشت که جنگ شروع شد و محمد به جبهه رفت.

 

یک روز که محمد برای مرخصی آمده بود گفت بابا خیلی دلم می‌خواد برم مشهد، پابوسی آقا امام رضا (ع). گفتم خُب، بابا چند روز دیر‌تر برو جبهه، برو مشهد زیارت آقا. گفت همه بچه‌ها تو جبهه دلشون می‌خواد برن زیارت امام رضا (ع) و نمی‌تونن برن، من هم مثل اون‌ها. از طرف دیگه دفاع از کشور واجب تره و آقا هم بیشتر راضی است و مشهد نرفت و سنندج رفت و حدود یک ماه بعد شهید شد.

 

روزی که محمد به شهادت رسید، مادرش خیلی بی‌تابی می‌کرد وعجیب بی‌قرار بود. انگار یه چیزهایی رو می‌دونست. وقتی در منزل را زدند، مادرمحمد در را باز کرد و من هم بعد از او آمدم دم در؛ بچه‌های سپاه بودند از حالاتشون و طرز صحبت کردنشون و بغضشون فهمیدم قضیه چیه و دیگه نفهمیدم چی شد.

 

به ما گفتند بیاین توی معراج شهدا و جنازه شهیدتان را تحویل بگیرین. وقتی رفتیم، دیدیم جنازه محمد نیست. تحقیق کردند و گفتند جنازه شهدا را اشتباهی بردند مشهد برای تشییع. وصیت نامه محمد را که خوندیم، نوشته بود: پدرم و مادرم، اگر برایتان ممکن است مرا کنار امام رضا (ع) دفن کنید. ما هم حسب علاقه و وصیت محمد، گفتیم‌‌ همان مشهد کنار مرادش امام رضا (ع) به خاک بسپاریمش.


 

فدک قطعه ای از بهشت

همانطور که رهبر معظم انقلاب در چهارم آذرماه سال ۱۳۹۳ فرمودند: "دولت جمهورى اسلامى و امام بزرگوار ما از اوّل، سیاست حمایت از فلسطین و دشمنى با رژیم صهیونیستى را اعلام کرد و سرِدست گرفت؛ تا امروز هم ادامه دارد و ۳۵ سال است که ما از این خط، منحرف نشدیم و ملّت ما هم با کمال میل همراهند. گاهى بعضى از جوان‌هاى ما که مراجعه می‌کنند و جوابى نمى‌شنوند، به من نامه می‌نویسند و التماس می‌کنند که اجازه بدهید ما برویم در صفوف مقدّم با رژیم صهیونیستى بجنگیم. ملّت، عاشق مبارزه‌ى با صهیونیست‌ها است و جمهورى اسلامى‌ [هم این را] نشان داده است".... فدکیان نیز عاشق مبارزه با صهیونیست‌ها هستند...












فدک قطعه ای از بهشت